البته باز هم میام سر میزنم
و از اول مهر ۲ باره اینجا تلپ می شم![]()
اینجا رو با تمام خاطرات خوب و بدش دوست دارم
و امید وارم وقتی برگشتم بتونم مفیدتر از قبل باشم
هر چی خدا بخواد![]()
حالا بریم سر شعر و شاعری
:
ترم اول وقتی حوصله شیطنت نداشتم درس گوش می دادم ![]()
نه اشتباه نکن درس گوش نمی دادم
می نوشتم![]()
متن زیر رو ۲۴ آبان ۸۵ سر کلاس مبانی ریاضی نوشتم
:
خدایا مرا دریاب
کمکم کن
عشقم را روز به روز فزونی بخش
مرا رها نکن
بر محبتم بیافزا
قلبم راگسترش ده
خداوندا
دلم را سرشار از محبت خود کن
دوستم بدار که من دوستدار توام
به من آرامش ده
بر صبر و شکیبایی ام بیافزا
قلبم را انچنان وسیع گردان که:
هر بدی ای که می بینم و هر خوبی ای که می کنم برایم خیلی کوچک باشد
و
هر خوبی ای که می بینم و هر بدی ای که می کنم برایم خیلی بزرگ باشد![]()
![]()
![]()
![]()
دیدی چه شاعری ام من خودم خبر نداشتم![]()
و حالا یه شعر انگلیسی با ترجمه برای دوستانی که حوصله ندارن ترجمه کنن:
And saw what I never had seen;
A Chapel was built in the midst,
Where I used to play on the green.
And the gates on this Chapel were shut,
And "Though shalt not" write over the door
So I turned to the Garden of Love
That so many sweet flowers bore;
And I saw it was filled with graves,
And tomb-stones where flowers should be:
And priests in black downs
were walking their rounds,
And binding with briars my joys and desires.
به باغ ِ عشق رفتم
و ديدم آنچه را كه از آن پيش نديده بودم
ديدم در ميان ِ باغ،
در چمنزاري كه تفرجگاه ِ من بود
كليسايي ساخته بودند
درهاي كليسا را بسته
و روي آن نوشته بودند
?تو هرگز نبايد?
پس به گرد ِ باغ در گردش درآمدم
به تماشاي آنهمه گل ها كه در باغ ِ عشق مي رويند
اما دور تا دور، بر جاي ِ گل ها
همه سنگهاي گور ديدم
و كشيشان همچون غراب در جامه هاي سياه
به اين سوي و آن سوي دوان بودند
و هم آنان
شادي ها و آرزوهاي مرا
با بندهايي از پيچك ِ خشك
بستند و به گوشه اي انداختند.و این هم یه شعر سرقتیه دیگه:امروز کسی باش که واقعا آرزو داری
مهربان و باگذشت
ساده و شفاف
پاک و خالص
با انعطاف و مددرسان
رنج و نگرانی را کنار بگذار
به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری
امور را از این پس همان طور به پیش بروند
درک کن که با خودخواهی و خود پسندی درد
جسمانی و رنج روانی را برای خود تدارک می بینی
((زندگی کن با مرام های واقعی چون محبت وعفو
وجودی عاشق
از خواسته نفس رها شو
و در وجود خویش به جای رنج دادن و ناسپاسی
به دنبال شوق و امید باش))
فقط یک روز بی ضرر باش
و برای همگان مفید باش
حقیقت را دریاب
نیت کلام و کردار و گفتارت را آرامش بده
اگر باورت نکردند
نهراس
برناتوانی خود برای رسیدن به خواستهای مهرآمیزت
غلبه کن
چنان با محبت رفتار کن که دلیلی برای شرمسار
بودن از خودت نداشته باشی
پیش داوری هایت را کنار بگذار
که رنج پیش از آن حتمی است
همین امروز از بخشش آکنده شو
کس نمی داند فردا چه در راه است
زندگی کوتاه است
درگذشته ها نمان
نگران آینده نباش
فقط یک روز لحظه های امروزت را باامید و اشتیاق به
سمت مسیر ی تازه و سپید ببر
در تاریکی به دنبال چه میگردی ؟
چرانور را نمی جویی ؟
لا اقل یک روز کسی باش که واقعا آرزو داریخیلی قشنگ بود نه؟و حالافرهنگ لغت آقایانبراي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كنيميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيستچه فكر خوبي !
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريدهزنم منو درك نميكنه !
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شدمن اخيرا" خيلي ورزش مي كنم .
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شدهدسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه.
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزونيكمي استراحت كن عزيزم خسته شدي!
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينمچه جالب!
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زنيعزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !!
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدماين واقعا" فيلم خوبيه !
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريهاين يه كار زنونه است!!
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب استبا من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزهتو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم!
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفتهمن براي اين كارم دليل دارم !!
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنممنظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟دلم برات تنگ شده!!
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه وما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم!!
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند
واسه امروز بسه دیگهفکر کنم روز آخری زیادی موندم دارم کم کم احساس گشنگی می کنمهمتون خیلی خوشحالید که چنین شعرها و متن های زیبایی رو خوندیدمخصوصا اولیمنتظر نظرات قشنگتون هستمویکا


