فردا قراره زمستون بشه -اول دی ماه
شروع یه فصل جدید - آخرین فصل از یه سال
نمیدونم
بگم یه سال خوب یا یه سال بد
خیلی چیزا تو این سال پیش اومد
خیلی یبشتر
از قبل آدمای اطرافمو شناختم
با آدمای
مختلفی آشنا شدم و با بدی ها و خوبی ها
یه سال که
بهارشو دوس داشتم . کلا بهارارو دوس دارم
شاید به
این خاطر باشه که خودم متولد بهارم
یکی از
دوستام بهم می گه رفتارتم بهاریه غیر قابل پیش بینی
یهو قات
می زنی مثل بهار که یهو بارون می باره
بعد از بهار
یه تابستون که کلی اذیتم کرد .
یه تابستون که دیر تموم شد
نمی دونم
بگم پاییزش چطور بود . خیلی زود گذشت
انگار
همین دیروز اول مهر شد
تو این
فصل خیلی چیزا یاد گرفتم و آدمای مختلفی رو شناختم
حس می کنم
تو این سال خیلی تغییر کردم
شاید مال
اینه که دیگه داره 20 سالم می شه
وقتی بچه
بودم فکر می کردم اگه 20 سالم بشه چه خوب می شه
.....................
از کجا به
کجا رسیدم
داشتم حرف
شب یلدا رو می زدم
انگاراینجا
زمستون 2 روز زود تر چهرشو نشون داد
دیروز که
از خواب بیدار شدم کل شهرو سفید پوش دیدم
اما حالا
دیگه برف نمی باره
دیگه
باریدن و نباریدن برف برام فرقی نداره
دیگه قرار نیست وقتی برف بارید برم آدم برفی درست
کنم
گوله بازی
کنم . سرسره بازی
دیگه قرار
نیست برم یه جایی که برفش زیاده
و پامو رو
برفا فشار بدمو از صدای فشرده شدنشون ذوق کنم
الان
میترسم بعد روز برفی همه جا یخ بزنه
و وقتی می خوام برم بیرون نکنه یهو بخورم زمین
اون موقع
ها وقتی برف می بارید
دعا می کردم
انقدر برف بباره
که مدرسه
ها تعطیل بشنو ما بریم برف بازی
وای که
سرسره بازی چه کیفی میداد
حتی اگه
مدرسه هم تعطیل نمی شد
با بچه ها
تو مدرسه انقدر همدیگه رو می انداختیم تو برفا
و کل سرو
صورت هم دیگه رو برفی می کردیم
بعدشم همه مون سرما می خوردیم
************************
خدایا
کمکم کن
تا همیشه از زندگیم لذت ببرم
یاس و نا
امیدی رو ازم دور کن
کمکم کن
بتونم همه جا نشونی از قدرتتو ببینم
و روز به
روزبیشتر به عظمتت پی ببرم
خدایا این
شادی های کوچیکو ازمون نگیر
بهمون
آرامش بده
و همیشه و
همیشه کنارمون بمون
اگه کار
بدی هم کردم منو ببخشو
دوباره منو
پیش خودت راه بده
خدایا کمکم کن ....
پر از اتفاقای شیرین
و خاطرات خوب
********

